تبليغاتX
گلنوش - پست بیست و ششم

گلنوش

داستان زندگی ام کابوسی شوم بود و من در پی رهایی از آن به دنبال نوری پرواز کردم .

 

 

یه سلام گنده به هموتون به همراه یه  

 

 

 

من گلنوشم منو میشناسین ؟؟؟

 

جویای هالم میشین ؟؟؟

 

دوستم دارین ؟؟؟  

 

آماشالا همه با هم یک صدا سر بدین  از ته دل 

 

ببببببببببببببببببببللللللللللللله

 

  نه خوشمان آمد مثه اینکه همتون خوبه خوب صبحانه خوردید

 

 من میخوام ادامه جران رو بگم 

 

اما نمیدونم چرا اومدنم نمیاد   چیکار کنم  ؟؟؟؟

 

تا میخوام بیام بنویسم این طوری میشم

 

ای بابا از دسته این گلنوشه چیکار کنم پاک خل شدم دیونم کرده

 

همش بی قراری میکنه دلش کتک میخواد

 

یالا تند و سریع همگی دستا بالا  و همه با هم برام  کنید .

 

باشه یادتون نره ها  . قول میدید

 

 

مرسی که این همه مهربونید

 

دوستتون که همیشه دوستتون داره

                                                              گلنوش . یاره بازیگوش

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت9:28توسط گلنوش | |