تبليغاتX
گلنوش

گلنوش

داستان زندگی ام کابوسی شوم بود و من در پی رهایی از آن به دنبال نوری پرواز کردم .

 

 

سلام دوستای ناز و خوشگلم سلام دوستای عزیزم

سلام به همتون به تک تکتون

خدا رو شکر امروز حالم بهتره

خدارو شکر نفسی میاد و میره

خدارو شکر هستم

دیدم حالم بهتره گفتم بیام شاید یه کم هم که شده بتونم انرژی مثبت از خود در وکنم هاااااااااااا چی گفتی ؟

 

نون بخرم ؟

 

وای پاک خل شدم رفت 

دوستام واقعا به دعاتون محتاجم برام دعا کنید مثه اینکه همون یه ذره  عقل هم از سرم پریده

واقعا برام سوال که چطور بعضی ها مثه کوه میمونن

ولی بعضی ها مثه من خیلی زود خندشون تبدیل به گریه میه چرا ؟

من میخوام کاری کنم اما نمیدونم چطوری میشه اول به خودم کمک کنم بعدا به دیگران

چطوری میشه همیشه بخندم و هیچ وقت مشکلی نباشه که بخوام ناراحت باشم

آخه میدونی من وقتی مشکلات دیگران رو میبینم بیشتر ناراحت میشم

راست میگم از روحیم پیداست

 

نمیدونم دوستای زیادی اینجا داشتم اما برام چندتایی بیشتر نمونده

 

بازم خدارو شکر همینم غنیمته توی این دوره زمونه

بازم خدارو شکر

بچه ها یه سوال شماها وقتی بخواین شادی کنید و خوش باشید چیکار میکنید ؟

جدی پرسیدم ها تورو خدا شوخی جوابمو ندین ها

قربونتون برم

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت14:39توسط گلنوش | |

 

 

سلام به همه دوستای گلم دلم براتون یه خیلی تنگیده بود خیلی زیاد

فقط میخوام بگم این مدتی که نبودم حالم اصلا خوب نبود و روحیه خوبی نداشتم

 

نمی خواستم بیام و شما مهربونا رو هم اذیت کنم

 

میدونم الانم که اومدم اما خیلی دل تنگم نمیدونم چطوری میتونم از این افسردگی لعنتی خلاص بشم

 

حتی طلوع خورشید طلایی هم خوشحالم نمیکنه

وقتی به اطرافم نگاه میکنم جز ظلم و بدبختی چیزی نمیبینم

 

خیلی کلافم خیلی

 

مهربونا دلم میخواد برم  یه جا داد  بزنم بگم باباجون بسه دیگه تا کی باید شاهد

خشم و نفرت باشیم .

 

به خدا بهشت خدا همین جاست فقط  به شرطه حذف بدیها 

آره قربونتون برم

یادش بخیر وقتی دوتا کبوتر عاشق رو میدیم دل تو دلم نبود

اما حالا تا دو تا تازه به هم رسیده رو میبینم دلم میشکنه چون واقعا اونا دل خوشی ندارن

واقعا آینده ای ندارن

 وای سره ما ها داره چه بلایی میاد نکنه خدا با ما قهر کرده

 

نکنه دیگه نمیخواد شاد باشیم

وای که نمیدونین وقتی به مرگ فکر میکنم چه آرامشی میگیرم

اما نمیدونم کی میمیرم و این آزارم میده

من از دنیا بدم میاد

دنیا دیگه دوست ندارم  . دنیا تو با این همه بدیهات اشکمو درآوردی

دیگه نمیخوامت

خدا تو هستی  !

صدای منو میشنوی داری منو نگاه میکنی

خدا تو بدیها رو میبینی

خدا خدا چرا دستای مهربونت رو از این دنیا دریغ کردی

چرا قهر کردی ؟ چرا ؟

خب درسته که ما حیونهای دوپای زیادی روی زمین داریم که بعضی وقتا اونا رو با آدما اشتباهی میگریم

درسته که حیونای چهار پا به حیونهای دوپا شرف دارن

بیچاره دله انسان ها که از دست این حیونای دو پا خونه

من دلم میخواد سینه ام رو بدرم و این همه نفرت رو از این حیونهای دوپا بریزم بیرون

چون دیگه تحمل سنگینیش رو ندارم دارم داغون میشم

بچه من خیلی افسردم خواهش میکنم کمکم کنید

دوستای گلم دلم خیلی گرفته  

 

 

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت14:24توسط گلنوش | |