تبليغاتX
گلنوش


گلنوش

سلام به کلبه من خوش اومدی بفرما تو دمه در بده

 

در تمام لحظه های زندگیم هیچکس تنهائیم را حس نکرد

 

                                   آسمان غم گرفته هیچ گاه برکه توفانیم را حس نکرد

 

 

چه جوری بگم دلم گرفته چطوری این بغضه لعنتی رو بترکونم چطوری بگم چی شد چطوری بگم دارم دیووونه میشم کی باورش می شه که من باورم بشه چرا باید این همه بلا سرم بیاد چرا من

 چطوری دلت اومد ازم بگیریش چرا چرا هر وقت میرم پیشش فقط منم که حرف میزنم و اون با اون چشای قشنگش فقط به من خیره میشه و فقط یه لبخنده ملیح تحویلم میده چرا هرچی داد میزنم خم به ابرو نمیاره

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آخه این دله وا مونده تا کی باید بکشه

من گناهه بیگناهی داشتم مگه نه خودت بگو من که هرچی فریاد میزنم صدام اون بالاها نمیرسه شاید باید خودم زودتر دست بکار بشم مثه دفعه قبل

اما فایده نداره تو نمیذاری تو بازم منو برمیگردونی مهر میزنی رو پیشونیم که نه الان وقتش نیست بتمرگ سرجات

آخه نوکرتم اینه رسمش  . . .

 

به جونه خودم اینقدر فریاد کشیدم که دیگه هنجره برام نمونده

بازم میکشم خوبشم میکشم

دارم با خودم لج میکنم

بذار بکنم مگه چی میشه

این همه لجباز منم روش عیبی نداره تو خیلی تحملت زیاده

این منم که بی تابم

من

 

من دیگه دیونه شدم دلم میخواد سر بزار به کوه و دشت و دریا

دلم میخواد برم یه جای دور دور از هه چیز و همه کس

و تو تنهایی خودم بمیرم

 

آخرش راحت میشم

باور کن

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 14:32 توسط گلنوش| |


Design By : Night Skin