سلام به کلبه من خوش اومدی بفرما تو دمه در بده
سلام به همه دوستای خوب و گلم خیلی گلید خیلی مهربونید همتون میخوام اگه خدا بخواد ادامشو بگم براتون دوستای خوبم پس گوش جان بسپارید این گلنوش و این هم شاهکاره گلنوش . . . الو ثبت میشه ۱ ۲ ۳ روزي كه با آقاي ........... كلاس داشتم فقط دنبال يه راهي بودم تا خودمو خلاص كنم يعني يه جوري بهش بفهمونم كه بابا من دوست دارم اما نه ، انگار نمي خواست بفهمه . منم كله شق تر از اين حرفا بودم كه بخوام بگذرم و بيخيال بشم بيخيار كه سالاد نميشه آخه بابا جونه من . خلاصه اون فرصت خودش خود به خود جور شد اونم چه جور شدني بيا ببين واقعا كه اونروز كه با هم كلاس داشتيم آقاي ........ بيچاره ميخواست بره دستشويي اما روش نميشد بگه حالا من در چهره بيچارش تغييراتي حس ميكردم اول فك كردم نكنه فهميده و ميخواد بهم بگم كه دوستم داره تو دلم اينقده قربون صدقش رفتم كه نگو دلم ميخواست بخورمش مثله هلو اما ديدم نه خير جريان چيزي ديگه اي و حضرت والا كه آقاي ..... تشريف داشته باشن مثله اينكه بله . . . برگشته ميگه خانم ...... با اجازتون من برم بيرون و زود برگردم من آب پاكي و ريختم رو دستش و گفتم باشه اما بذاريد راهنمايتون كنم يا خودتون راه دستشويي رو بلدين تو دلم مرده بودم از خنده قيافش ديدن داشت اون موقع بيچاره از خجالت سرخ شده بود و نمي تونست چيزي بگه در واقع چيزي نداشت كه بگه فقط با حالت بدي گفت ممنون منم كه عاشق اين سربزيري و مثبت بودنش بودنم و خودم خبر نداشتم البته گاهي اوقات رو عشق نوجوني نميشه حساب كردم بيشتره وقتا اشتباه ميكنيم بگذريم . . . وقتي رفت و من اندر احوالات خودم بودم ديدم گوشي موبالش به صدا درآومد آهنگ موبايلشم مثله خودش سربزير بود نه چندان ملايم و نه چندان تند ريتمش قشنگ بود دستم بردم سمت گوشيش اول ترسيدم از اين فكري كه به كلم زده بود ديدم اسمه يه دختره خودش بود همون دختره لعنتي منم از اين فرصتي كه برام پيش اومد بدون اينكه فكر كنم استفاده كردم مثله برق و باد به گوشي پيچيدم و گوشي رو برداشتم و گفتم چي از جونه عشقه من ميخواي اون ماله منه من دوستش دارم چرا دست از سرش بر نميداري برو راحتش بذار همينطور كه اشك ميريختم گوشي رو قطع كردم بدون اينكه بفهمم چيكار كردم از خونه زدم بيرون . هوا سرد بود . پاركي نزديك خونمون بود كه من خيلي اونجا رو دوست داشتم رفتم اونجا همينطوري گريه ميكردم گريه اشك ميريختم انگار جونمو گرفتن امان از دست اين دل بي مروت امان . . . بالاخره كاره خودمو كردم اما خيلي بد شد آبروم رفت آبروي دل كوچيكم آبروي عشقه پاكم آبروي اينكه خيلي چيزها رو ساده ديدم با اون نگاه بچگي نگاه پاك و آسموني كه همه ما داريم اما قدرشو نميدونيم آبروي قلبمو بردم . . . دلم شكسته بود . ترك برداشته بود تكه هاي شكسته قلبمو دوباره كناره هم چيدم و با يه نگاه عاشقانه بهش دوباره تركهاي دلم خوبه خوب شد اينقدر خوب شد كه ديگه هيچي نفهميدم اما با شنيدن صداي اون دختر دوباره همه چيز ترك برداشت و من خودم خودم را شكستم . به پارك كه رسيدم هق هق ميزدم دل و رودم ميخواست بياد بيرون يه لحظه دارم ميشنوم انگار صداي مامانم كه ميگه گلنوش گلنوش عزيزم كجايي دخترم گلنوش . . . . واي خداي من همه فهميدن خوب مگه خودت نميخواستي همه بفهمن اين همون چيزي كه ميخواستي . . . نه اشتباه كردم خيلي بد شد . . . بي فكر كله شق بي شعور نفهم . . . اين ها تمام بدو بيراهي كه خودم به خودم ميگفتم صداي مامان نزديك تر شد و الان دستاش تو دستاي منه دخترم عزيزكم هوا سره چرا اينطوري اومدي بيرون بيا بيا با هم بريم خونه اتفاقي نيفتاده كه بيا همه جيز درست ميشه خب برخورد مامان ، داشتم ديوونه تر ميشدم منتظره اين بودم دعوام كنه منو بزنه اما اون اينكارو نكرد گفتم لابد ميخواد تو خونه منو بزنه گفتم نميام تو منو كتك ميزني و بهم ميگي تو ديگه دخترم نيستي مامان : نه دخترم تو عزيزه دله مني هيچكي حق نداره از گل نازكتر بهت بگه دخترم ته دلم خواست بغلش كنم و تو آغوش مهربونش گم شم . تو چشاي مهربونش نگاه كردم تو نگاهش فرياد زدم دوست دارم . دلم ميخواست دستاي مهربونش موهاي پريشونم و نوازش ميكرد . رفتم خونه . آقاي ........ رفته بود و به مامان همه چيز رو گفته بود . منم ماجرا رو گفتم مامانم خيلي زرنگ بود از قبل همه چيز رو ميدونست . ميگفت همو موقع كه بهم گفتي جريانه خواستگاري رو از تو چشات فهميدم كه تو دل كوچيكت چي ميگذره اما گفتم يادت ميره فك نميكردم اين همه راه رفته باشي دخترم مامانم گفت گلنوش جان منم تازه فهميدم اون خانوم نامزده آقاي ........ و قراره چند ماه ديگه با هم عروسي كنن . من و ميگي سرم گيج رفت دنيا برام تيره و تار شد فقط وقتي بيدار شدم ديدم مامان و پريسا صدام ميكنن و بالا سرم نشستن و . . . ادامه دارد . . . سلام به همه دوستای گلم خیلی خوبید همتون . ممنونم که منو فراموش نکردید و به یادم بودید خیلی دوستون دارم نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم یکی به من دستمال بده . خیلی مهربونید آخه من با این همه مهربونی چیکار کنم همتون خیلی گلید دوستون دارم و هرگز محبتاتون رو فراموش نمیکنم و خوشحالم که دوستای خوبی مثله شما دارم خیلی خوشحالم و خوشحال میشم که به دوستای این چینی من روز به روز افزوده بشه فک کنم اونوقت سکته رو بزنم
![]()
| Design By : Night Skin |

