تبليغاتX
گلنوش

گلنوش

داستان زندگی ام کابوسی شوم بود و من در پی رهایی از آن به دنبال نوری پرواز کردم .

 

سال اول راهنمایی بودم وارد دنیای تازه ای شده بودم دنیایی که نه تنها برای من بلکه برای تمام هم سن و سال های من احساس بزرگ شدن احساس یه دنیای تازه بود .

سال اول راهنمایی با دوستای زیادی آشنا شدم دخترانی با عقایدهای مختلف با خانواده های متفاوت تر مدرسه راهنمایی ما جایی بود که از هر منطقه ای می اومدن اونجا فرهنگ ها فرق داشت .

من خودم نه خیلی مذهبی بودم و نه خیلی بی عقیده اما اصلا تو این خطا نبودم .

من تویه دنیای رنگین دیگه ای بودم که وارد یه جامعه بزرگتر شده بودم

من فقط میخواستم تمام شادی ها رو داشته باشم دوست داشتم فقط انرژی مصرف کنم فقط دنبال کارای هیجان انگیز بودم . به دنبال شادی به دنبال خنده .

اما یه بدی که داشتم خیلی ساده بودم و بعضی وقتا ابله میشدم آخه خیلی حسه خوش بین بودن به اطرافین در من پر رنگ تر میشد و من فکر میکردم تمام آدمای روی زمین خوب هستن وخوبی آدمو میخوان و دشمنی وجود نداره همه دوستن

منم ساده ه ه ه  ه  ه

میبینید بچه ام چقده ساده است آخی طفلکی من

خلاصه که از خطرات جدی از این دوران آغاز میشود پس گوش جان پسپارید دوستان

سال اول راهنمایی با پریسا آشنا شدم چهره جالبی داشت نه اسمشو میدونستم نه فامیلیشو رفتم کنارش روی نیمکت نشستم و گفتم سلام ببخشید میتونم پیش شما بشینم اونم گفت چرا که نه میتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم مگه نه گفتم بله اونم گفت پس خوش اومدی و بعدش با من دست داد خیلی از برخوردش خوشم اومد با خودم گفتم نه مثله این که فقط من بزرگ نشدم همه بزرگ شدن دختره نیم وجبی یه ذره قد داره ببین چه زبونی میریه خلاصه که خیلی ازش خوشم اومد .

 

پریسا برگشت رو به من کرد و گفت خوب خانوم خوشگله اسمت چیه

گفتم گلنوش گفت چه اسم قشنگی من این اسمو خیلی دوست دارم

گفتم ممنون شما خودت گلی اسم شما چیه ؟ گفت اسم من پریسا ست

گفتم اسم شما هم خیلی قشنگه

گفت به قشنگی اسم شما نمی رسه گفتم اختیار دارید

تور و خدا میبینید چه هندونه هایی زیر بغل هم گذاشتیم اول کاری

 بعدا توسرو کله هم میزدیم تا یه کلمه حرف بزنیم

بعد از این همه هندونه تیکه پاره کردن کلی به هم خندیدیم . . .  یادش بخیر . . .

ای روزگار  . . .  چقدر عالمی که آدم جز خنده کاری نداره و به چیزه دیگه ای فکر نمی کنه چقدر خوبه . . . عالمی که خودت میسازی و از جنس شیشه است فکر میکنی همه میدونن شیشه شکستنیه و اگه بهت سنگ بزنن میشکنه

 

 

ادامه دارد  . . .

 

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت10:52توسط گلنوش | |