تبليغاتX
گلنوش

گلنوش

داستان زندگی ام کابوسی شوم بود و من در پی رهایی از آن به دنبال نوری پرواز کردم .

 

سرود تو را خواندم و رها شدم  .

با تمام زشتیهایی که در من دیدی رهایم نکردی و من را به سوی نورت پرواز

 دادی .

فرصت چشیدن رازو نیاز دادی شوق دیدارت در وجودم رخنه کرد .

                لبریز شدم از عشق . . .

دلیل بودنم تو را بهانه کرد . . .

 

لبریز شدم از وجود تو ای نازنینم

                                با تما وجود صدایت میزنم ای بهترینم

آغازم پایان زندگی است و پایانم آغازی دوباره . . .

 

سلام برای آغازی دوباره برای تولدی دوباره برای شروع زندگی دوباره .

داستان زندگی من پر از سیاهی بود غرق در زشتیها بودم

اینجا میخوام از زندگی ام بگویم از دوباره متولد شدن

از پایانی که آغازش کردم

از . . .

 

+نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت15:58توسط گلنوش | |